سلام دوستان مرسی که سر میزنید.لطفا بعد اینکه این مطالب عاشقانه و عارفانه رو خوندید بیان اون پایین...آره خوب میدونی بیا نظر بده.
سیه چشمی مرا بام خود کرد به لبخندی مرا در دام خود کرد دلم دریا ولی تشنه ی عشق دل دریا ییم را رام خود کرد میان کوچه های آبی عشق مرا با عشوه هایش همگام خود کرد سخن از عشق آورد آن پری به یکباره دلم را خام خود کرد غرورم را شکست با ابروانش به آرامی مرا آرام خود کرد.
در آن روزی که از این دنیا بروم در آرزوی رسیدن به تو خواهم بود و بدان امید میمیرم که خاک درگاه تو باشم در روز رستاخیز هنگامی که زیبا رویان هر روی جهان جمع شده اند نگاه من تنها بسوی توست و بنده ی چهره ی تو هستم اگر هزار سال در گور بخوابم حتی در گور هم آرزوهای رسیدن به تو را دارم و بدان امید میمیرم...من شراب بهشتی را از دست ساقی بهشتی نمی نوشم چون من نیازی به شراب ندارم چون مست بوی تو هستم
یادت باشه که دلتو با غریبه ها تقسیم نکنی...!!!یه وقت میشه که میبینی دیگه واست دلی باقی نمونده...به قول شاعر که میگه:اون که دل میفروشه ارزون ز خدا بی خیره اگه سودی ببره بی وفایی میخره.
متین ترین کلمه عشق است.جذاب ترین کلمه آنایی است.پاکترین کلمه وجدان است.تلخ ترین کلمه جدایی است.زشت ترین کلمه خیانت است.سخت ترین کلمه تنهایی است.بد ترین کلمه بی وفایی است .و مقدس ترین کلمه
خداوند است.
ده شاخه گل به تو میدهم نه شاخه ی طبیعی و یک شاخه ی مصنوعی و روی آن مینویسم تا زمانی که آخرین شاخه پژمرده تو را دوست دارم.
گفتگوی ماه و نابینا:نابینا گفت:تو که مرا نمیبینی چطور دوستم داری؟نابینا گفت:اگه می دیدمت عاشق زیبایی ات میشدم...اما حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم.
ای دوست بعضی واژه ها هستن که نمیشه در یه سطر و پاراگراف معناشون کرد یکی از همین واژه ها دوست هست...دوست دوستی...از نظر من دوست و دوستی مقدس است وقتی به یکی میگیم دوست نباید این تنها در کلام باشه...کاش که همه ی ما آدمها بدونیم وقتی به هم میگیم دوست همیم بفهمیم که با همین یه جمله چه تعهدی رو نسبت به هم پذیرا میشیم...کاش فراموش نکنیم که دوستی واژه مقدسی است و حرمت داره..کاش هیچوقت حرمت شکنی نکنیم...
لحظه های بی تو بودن اگر چه سخت میگذرد...رفتنت و تنهایی به من میاموزد که به من میاموزد زمونه بی وفاست.
همه میگن باید برا رسیدن به عشق از تموم دنیا بگذری...ولی دنیای منی چطور ازت بگذرم؟!!
آیینه پرسید که چرا دیر کرده است نکند دل دیگری او را سیر کرده است خندیدم و گفتم او فقط اسیر من تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرارتغییر کرده است خندید به سادگیم آیینه و گفت احساس پاک تو را زنجیرکرده است گفتم از عشق من چنین سخن مگوی گفت خوابی سال ها دیر کرده است در آیینه به خود نگاه می کنم-آه!عشق تو عجیب مرا پیر کرده است راست گفته آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است.

بی تو هرگز نتونستم خودم رو راضی کنم به اونجه هستم اگه رفتی بی خبر تنهایم گذاشتی انتظاره عشق رو تو دستهام یم کاشتی تو کوچه های انتظار عاشقت هستم حتی اگه بری نیای سر نزنی به شکسته ی غریب بدان که همیشه عاشقت هستم.
کسی رو دوستش داری آزادش بگذار اگر قسمت تو نباشد بر می گردد وگر نه بدان که از اول مال تو نبوده است...دستت رو بگذار روی قلبت این ساعت عمرت که داره تیک تیک میکنه جالبه همونی که بهت زندگی میده برات شمارش معکوس رو شروع کرده.
از کجا معلوم که دوستم داری؟از چشمهایت که اشک آلود است از سر عاشقی...
از نگا هت که مهربان است از سر عاشقی...
از دستانت که مرا بهانه میکند...از لبانت که مرا زمزمه میکند
از دلت که برای من میتپد...از روزگاری که بخاطرم سپری کردی...
هیچ کدام دلیل نمیشود.
کاش همه ی جاهایی برسیم که واقعا پی به مفهوم دوستی ببرم وبا تک تک سلولهامون لمس کنیم که دوستی فراتر از چیزهای ظاهری است که به ذهن ما هم نمیرسه کاش همون همیشه برای دوستمون حرمت قابل بشیم و اونو به اندک بهایی نفروشیم.نمیدونم اما به شخصه برای دوستی ارزش و حرمت زیاد قابلم گاه با خود فکر میکنم که چه خوب است اگر بتونه تو دوستی بی توقع باشه...عزیز همدل ازت میخواهم همین لحظه فقط و فقط به حرمت دوستی کمی به عمق این پدیده ی آسمونی تاملی.
عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده با چشمان تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن یعنی سست و بی پروا شدن عشق یعنی ساختن با سوختن عشق یعنی زندگی را باختن.

بیاد آور که محبت را از من دریغ می کردی و من پر از دلشکستگی بودم بیاد آور روزهایی را که من دلتنگ بودم و تو میزبان دلتنگی هایم نبودی.بیاد آور چشمهایی را که در امتدادش خلاصه نگاه های تو حتی نگاهت را از من دریغ میکردی...پس روی سنگ مزارم بنویسید :اشفته دلی که در خلوت و خاموشی مطلق بود...
شاید اشتباه اما عاشقا دروغ می گن...آدمهای مهربون و با وفا دروغ می گن ...اونا که میگن تا همیشه دیوونتن بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن.اونا که میان به این بهونه ها اومدن تو شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن...اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تمام آسمونا بخدا دروغ می گن...اونا که با قسم و آیه میخوان بهت بگن تا قیامت نمیشن ازت جدا دروغ میگن.
بگذار تا همه بدانند دوستت دارم واهمه ای نیست مراشرمندگی نیز نمیباشد بگذار تا کهکشان بدانند دوستت دارم و بدانند که آنها عاریتی است.عاریتی است.عاریه ای از سوختن بی انتهای دل من .بگذار تا اقیا نوس ها بدانند دوستت دارم و بدانند آب شورشان ثمره اشک دلتنگی های من است.بگذار آسمان بداند دوستت دارم و بداند که آبی آسمان رنگ عشق من است...و این گونه به رنگ عاریتی خویش مغرور نباشد.
و این نیایش تقدیم به دوستان
خدایا پاکم کن تا تورا با انجام کاهایی که به من سپرده ای ستایش کنم.مبادا که در خدمتگراری تو نا شکیبا و دلخسته شوم.این راه آرامشی ست که بالاتر از در آمیست.خدایا بیا در قلب و ذهن من ساکن شو تا وسعت باید و تمامی آفرینش را در بر گیرد.تا از جدا هم جدا نباشیم چرا که ما جز از آن کل هستیم.چنان پاکم کن تا هستیم را وقف تو و خلوت کنم که اسیر رنج و پریشانی است.
معبود من ضعیف و در هم شکسته ام.گرانبارو تنها.تو دریای رحمت و مهری.
بگذار جویباران بدانند زمزمه شیرینشان او از همه روزه ی من است که می خوانم:
دوستت دارم
